دات نت نیوک

دفتر شعر آفتابگردان ها

مادر

15 دی 1395 20:08 | 2 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 5 رای

تقدیم به مادران  غواصان هشت سال جنگ تحمیلی
 

غروب که شد 
کنار اروند برو
مد می شود و به احترامت از جا بر می خیزد.

رود، پر از گوش ماهی هاست مادر جان
بگو که پدرش چقدر زنده ماند 
تا حجله ی دامادی اش را ببیند
بپرس چرا رود تمام تنش را پس نداد؟
صدفها را یکی یکی بردار 
بی شک چشم یونس ات
در شکم یکیشان است.
کاسه ی دستانت ترک برداشته اما 
جرعه ای از آب بردار 
بوی دسته گلت را می دهد.

صبح که شد 
برگرد مادر جان
اروند برایت تعظیم خواهد کرد.

 

شهریار شفیعی
 

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

رضا سهرابی
شنبه, 18 دی,1395 | 09:45 ب.ظ
سلام شهریار عزیزم
چقدر تو خوبی!

مثل همیشه زیبا...فقط پشت سر هم اومدن این دو فعل به دلم ننشست: مد می شود و به احترامت از جا بر می خیزد.


شهریار شفیعی
یکشنبه, 19 دی,1395 | 05:40 ب.ظ
سلام برادر
قربانت همیشه محبت داری
چشم یه فکری میکنم براش حتمن

نام

ایمیل

وب سایت