دات نت نیوک

دفتر شعر آفتابگردان ها

(آرشیو نویسنده سیده مریم اسدالهی )

روز شهید

  خانه به خانه شهر را می‌شناسند با پلاک‌هایی  که از جوانانش به جا مانده
بر او چه گذشت...

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ   بر او چه گذشت بی تو ای یاس کبود؟ وقتی که خزان، تو را از این باغ ربود آن مَرد که درب قلعه را از جا کند بعد از تو دگر حریف تابوت نبود    
شعر بداهه دختران آفتابگردان، دوره پنجم

بداهه گروه #آيينه_گردانها به مناسب ميلاد با سعادت عقيله بنی هاشم، حضرت زينب كبری سلام‌الله‌عليها «زینب به دنیا آمد و شد زینت بابا» یک آسمان باران رحمت کوله بارش بود یک شهر زیر گام های استوارش بود آمد به دنیا او...
برگرد!...

لرزید بنای شانه از این آتش ای کاش که یک نشانه، از این آتش... برخیز! کبوترانه از این آوار برگرد! سیاوشانه از این آتش  
شعر بداهه دختران آفتابگردان دوره پنجم «تقدیم به کودکان غزه»

  شعر بداهه دختران #آفتابگردان_دوره_پنجم (به مناسبت بیست و نهم دی ماه: روز غزه، تقدیم به کودکان غزه) بغض زمین شکست، دل آسمان گرفت غوغای غزه در غزلی تازه جان گرفت روزی که پای کفر و ستم باز شد به شهر سرو سترگ باغچه رنگ خزان...
مدافعان

گفتی که پیمبر کتابم باشم چون ماه، مرید آفتابم باشم رفتی که مدافع حرم باشی تو ماندم که مدافع حجابم باشم

جستجو