دات نت نیوک

مطالب

-->

گزارش سومین کارگاه نقد شعر اردوی سوم آقایان دوره ششم

نویسنده:

22 بهمن 1396 10:30 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
گزارش سومین کارگاه نقد شعر اردوی سوم آقایان دوره ششم

سومین کارگاه نقد شعر اردوی سوم دوره ششم آفتابگردان ها عصر پنجشنبه با حضور محمدمهدی سیار و مرتضی حیدری آل کثیر با شعرخوانی 10 شاعر آفتابگردانی برگزار شد.
«ایوب پناهی» از ایلام غزلی با این مطلع خواند: «اگرچه فرصت گمراهیم فراهم شد/ ولی درخشش ماهم چراغ راهم شد»
محمدمهدی سیار در خصوص این شعر بیان کرد: شعر از یک فضای مبهم بین ظلمت و نور آغاز شد و مسیر خوبی را ادامه داد و کم کم و گام به گام طرح کلی غزل را پیش چشم ما گذاشت و علی رغم وحدت عمودی هر بیتی حرفی برای گفتن داشت. 
وی افزود: هم چنین حرکت های زبانی خوبی در این شعر دیده می شود.  بعضی از ابیات نیز  به ویرایش دارد و مسلما خود شاعر هم از آنها مطلع است.
مرتضی حیدری آل کثیر اظهار داشت : یکی از شاخصه های مهم شاعران ایلامی برجستگی و لطافت زبانی است و خیلی کم پیش می آید شاعری در این سن و سال در حوزه زبان به تعادل نسبی برسد که آقای پناهی از آن برخوردار است.
«حامد فرد» از مشهد نیز شاعر جوان دیگری بود که به خوانش غزلی با این بیت آغازین پرداخت: «ای چهره ات زبانزد گل های روسپید/ در باغ سرد غنچه به شوقت نفس کشید»
آل کثیر گفت: با وجود اینکه غزل ردیف ندارد اما شاعر توانسته بار موسیقیایی را حفظ کند. بیت آخر آشنایی زدایی خوبی دارد و اتفاق شاعرانه خوشایندی است. این غزل تقریبا کم نقص است.
سیار نیز اظهار کرد: غزل زیبایی بود اما این طور نیست که نمی توانست زیباترش کرد. چراکه بعضی ابیات نیازمند اصلاح است. برای مثال فعل ماضی در بیت اول را می توان تغییر داد و دنبال جایگزین های بهتری بود.
«علی سمرقندی» از مشهد نیز شعر خود با این مطلع را خواند: «آمد میان صحن گوهرشاد و شاد شد/ گلدسته را که دید مرید مراد شد» 
سیار در نقد این شعر بیان کرد: موضع شاعر در غزل آنچنان که باید معاصر نیست اما در زبان آوری نشان می دهد که شاعر موفقی است هم چنین در پردازش هم موفق است. بیشترین تاکید من در ارتقای نگاه شاعرانه است برای آن که عوالم تازه تری در شعر را پیدا کند.
«حمیدرضا قهرمانزاده» از ماکو غزل خود را اینگونه آغاز کرد: «پشت سرم شیرازِ زخمی، شهر تبریز پر از تردید/ دارم به شب هایی که باقی مانده عادت می کنم امشب»
سیار تصریح کرد: این شعر با عاطفه سالم و دوست داشتنی پیش رفت و بخش زیادی از بیت ها را ردیف گرفته بود در حالیکه می شد کم تر باشد. 
وی ادامه داد: من خیلی معتقد به این نیستم هرچند بعضی منتقدان معتقدند باید طول مصرع اندازه جمله های معمول فارسی باشد و اگر بیش تر باشد باعث ایجاد جمله های غیرطبیعی شود.
آل کثیر گفت: انتخاب قافیه خیلی محکم نیست چون ت حرف مشترک است و موسیقی کاملی ارائه نمی دهد و در این قافیه های آسان هرچه شعر کوتاه تر باشد غزل دلنشین تر خواهد بود.
«محمد رضایی» از مشهد نیز شعری با این مطلع خواند: «گرچه گاهی بالشش از گریه تا فردا تر است/ صورتش با خنده های ظاهری زبیاتر است»
سیار در نقد شعر اظهار کرد: مصرع اول را حتما باید عوض کرد چون نیازی نیست تمام شعر زیر سایه یک مصرع باشد هرچند در نگاهی کلی شعر کاملی بود که اگر مصرع اول  هم از شاعر دیگر وام نمی گرفت بهتر بود.
آل کثیر بیان کرد: در این شعر ‌قدرت در خیال پردازی، مضمون یابی و زبان خوب عاطفی برای ما لذت بخش بود و نشان دهنده استعداد شاعر است.
«مصطفی توحیدی» از نیشابور به شعرخوانی پرداخت: «رفتی و غمت نقل اهالی شده است/ گل های سرت نقشه قالی شده است/ یک شهر که نه بدون چترت بانو/ ایران دو سه سال خشکسالی شده است»
آل کثیر در نقد این شعر بیان کرد: در رباعی ها تنها به ضربه مصرع آخر اکتفا کرده و لازم است که به اندیشه برسد. 
«سجاد طهان پور» نیز به شعرخوانی با موضوع مادر پرداخت: «بشقابی از حریره تو بالای بسترم/ می پرسی از مریضی من شکر بهترم»
آل کثیر تصریح کرد: زبان خوب و روانی بود. برای موضوع مادر معمولا شعرها با قافی "ر" سروده می شود و این شعر نیز در این نوع قوافی بهره برده است.
سیار نیز خاطرنشان کرد: شعر خوب و دارای فضای تازه و کم یابی برای مادر بود. شعرعاطفی با توصیف های خوب بود و شاعر واژه هایی را که کمتر وارد شعر می شود را واردکرده است.
«امیرعباس قبادی» شاعر دیگری بود که پس از شعرخوانی وی آل کثیر اظهار کرد: ارتباط بین واژه ها در شعر کلاسیک نکته مثبت این غزل بود. یکی دو بیت خیلی خوب هم در این شعر وجود داشت که معنای عمیقی را آفریده بود.
سیار نیز تصریح کرد: در دوره ای هستیم که شاعر خود را پشت پیچیدگی های زبانی پنهان نمی کند بلکه به مضمون آفرینی می پردازد و از ویژگی های برجسته این غزل نیز همین بود.
«محمدسجاد حیدری» نیز شعری فاطمی با این مطلع خواند: «می وزد در بین خانه عطر ریحانی که نیست/ سوخت جان تنور از پختن نانی که نیست»
آل کثیر در نقد شعر گفت: شعر آیینی خوبی بود اما بعضی واژه ها را می توان تغییر داد تا غزل یکدستی شود. سیار نیز بیان کرد: در شعر آیینی ردیف و قافیه تازه طراوت می آفریند و این مدرن بودن مستلزم این بود که تمام مضامین شعر نیز در ابهام می آمد تا مدرن تر باشد.
«سیدمحمود جعفری» چارپاره ای با این مطلع خواند: «رفتی و خیره می شود هر شب/ چشم هایم به جای خالی تو/ رفتی و باز هم دلم انگار/ بی خبر مانده در حوالی تو» آل کثیر عنوان کرد: در بعضی جاها زبان ورزیده نبود ولی پایان بندی ها از موسیقی خوبی برخوردار بود. سیار نیز تصریح کرد: این شعر زبان امروزی خوبی داشتند و شاعر سعی کرده بود درگاه شعر را به سوی واژه های تازه تری باز کند. این وزن انگار به حرف زدن ما نزدیک تر است.  یکی از اساتید معتقد است در هر دوره بعضی وزن ها به حرف زدن معمولی مردم نزدیک تر است. و وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن نیز در دوره ما از این نوع وزن هاست.
در چارپاره قافی باید خیلی ضربه دار باشد و در مصرع چهارم هر بند نیز  تاکید و ضرب لازم داشته باشد.

 

تصاویر پیوست