دات نت نیوک

مطالب

-->

شعرخوانی شاعران آفتابگردانی در محضر رهبر انقلاب

نویسنده: محمدرضا بازرگانی

10 خرداد 1397 11:04 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
شعرخوانی شاعران آفتابگردانی در محضر رهبر انقلاب
طبق روال هرسال، در شب نیمه ماه مبارک رمضان هم زمان با ولادت امام حسن مجتبی(ع) جمعی از شاعران کشور مهمان ضیافت افطاری و جلسه شعرخوانی در بیت رهبر انقلاب بودند. از میان شاعرانی که در مقابل مقام معظم رهبری به شعرخوانی پرداختند، خانم‌ها فائزه زرافشان، فاطمه معصومه‌‌ شریف، سمانه روشنایی، سیده فرشته حسینی و آقایان میلاد حبیبی و حسین مؤدب از اعضای دوره‌های آفتابگردانها بودند. گفتنی است که شاعران دیگری از اعضای آفتابگردانها نیز در این ضیافت حضور داشتند.

در ادامه شعرهایی که این بزرگواران در این جلسه قرائت کردند را بخوانید:

فاطمه معصومه شریف (دوره ششم آفتابگردانها - قم):

توبه ی ما را شکسته اشتباه دیگری
از گناهی می روم سوی گناه دیگری

لحظه لحظه پشت هم شیطان فریبم می دهد
می گذارد بر سر هر راه، چاه دیگری

گریه باید کرد تنها در عزای تو حسین
توبه غیر از این ندارد هیچ راه دیگری

مثل حر، من نیز برگشتم که غیر از خیمه ات
نیست ما را در همه عالم پناه دیگری

از سیاهی نیست بالاتر ولی رنگ غمت
هست بالاتر ز هر رنگ سیاه دیگری

ای زمان در طول تاریخ اینچنین داری سراغ؟
بی کفن، لب تشنه، بی سر پادشاه دیگری؟

آه از آن ساعت از آن گودال و از آن قتلگاه ...
آه از آن تل که خودش شد قتلگاه دیگری ...

می کشیدند آه هم شمشیرها هم نیزه ها
از دل هر تیر برمی خاست آه دیگری

کاش در آن لحظه ها یا خواهرش آنجا نبود
یا نمی انداخت بر جسمش نگاه دیگری....

نقطه ی پایان دنیا نیست هرگز کربلا
نه! جهان می ایستد در ایستگاه دیگری

انتقام خون اورا یک نفر خواهد گرفت
از پس این ابرها پیداست ماه دیگری...

*

فائزه زرافشان (دوره چهارم آفتابگردانها - یزد):

دلم می خواست باشم راهی دشت جنون من هم
گل سرخی کنار لاله های واژگون من هم

بگو نام مرا در زمره ی عشّاق بنویسند
که خوردم خون دل ها بیستون در بیستون من هم

چه شد عطر تنت؟ پیراهنت را بادها بردند
رهایم کن که شیون سر دهم در سووشون من هم

هلا چاووش خوانان در غم گل نوحه خوان باشید
که امشب خون ببارم با نوای ارغنون من هم

پس از کوچ غم انگیز تو هر شب خلوتی دارم
میان خیمۀ اناالیه راجعون من هم

*
سمانه روشنایی (دوره هفتم آفتابگردانها - قم):

آسمان بی شک پر از تکبیره الاحرام اوست
غم همیشه تشنه ی دریای نا آرام اوست

اوج تفسیر تمام آیه های عاشقی
درمیان خطبه های کربلا تا شام اوست

مثل نام مرتضی بعد از پیمبر دیده ام
هرکج انام حسین(ع) آمد، پس ازآن نام اوست!؟

چشم هایش هیچ چیزی غیر زیبایی ندید
مارایت... اولین وآخرین پیغام اوست

شیعه بی تردید بی زینب(س) به پایان می رسید
در دل ایمانی اگر داریم از اسلام اوست

از نجف تا کربلا موکب به موکب می روم
هرکجا پا می گذارم سفره ی اکرام اوست

کربلا پایان پرچم داری زینب نبود
تازه این آغاز ختم سوره ی انعام اوست

*

سیده فرشته حسینی (دوره هفتم آفتابگردانها - ایلام)

جهان را، بیکران را، جن و انسان را دعا کردی
زمین را، آسمان را، ابر و باران را دعا کردی

تمامِ مردمِ ایران سرِ خوانِ شما هستند
که هم شیراز، هم قم، هم خراسان را دعا کردی

اثر کرده دعایت در زنی آوازه‌خوان حتی
و این یعنی تمامِ روسیاهان را دعا کردی

مبادا آنکه دِینی باشد از زنجیر بر دوشت
غل و زنجیر را، دیوارِ زندان را دعا کردی

به ضربِ تازیانه روزه‌ات را باز‌ می‌کردند
تو اما قبلِ افطارت نگهبان را دعا کردی

*

میلاد حبیبی (دوره چهارم آفتابگردانها - اصفهان):

به دست شعله های شمع دادم دامن خود را
مگر ثابت کنم پروانه مسلک بودن خود را

اگر تقدیر، تن دادن به فرمان زلیخا بود
همان بهتر که دست گرگ می دیدم تن خود را

تو را ای عشق از بین هوس ها یافتم آخر
شبیه آن که در انبار کاهی سوزن خود را

اگر این بار رو در رو شدم با خود در آیینه
به آهی محو خواهم کرد تنها دشمن خود را

بگو با آسمانِ بغض دارِ پیرهن از ابر
برای گریه کردن پاره کن پیراهن خود را

به امیدی که شاید بگذری از کوچه ام یک شب
به در آویختم فانوس هر شب روشن خود را

*
حسین مؤدب (دوره سوم آفتابگردانها - مشهد):

ما اگر گم گشته ی راهیم عیب از جاده نیست
جاده ها جا می گذارند آن که را آماده نیست

آب و نان از آن دونان، آسمان از آنِ ما
این قفس سقف نگاه مردم آزاده نیست

پیش پای دوست سر افتاد، امّا سربلند
پیش پا افتاده، امّا پیش پا افتاده نیست

از وضو با خون دل آن "گونه" گل انداخته...
خنده ی مستانه ی این زخم ها از باده نیست

ساده از این کوچه ها، این نام ها رد می شویم
رد شدن از معبر خون شهیدان ساده نیست!

تصاویر پیوست