دات نت نیوک
ﺳﻪشنبه، 29 مهر 1399 |
شعری از فائزه زرافشان

خوش است آیین سر به داری...

15 دی 1398 12:42 | 0 نظر | 88 بازدید | امتیاز: با 0 رای
خوش است آیین سر به داری...

نوشت با خون که《ضاقَ صدری》، نوشت با او قرار دارم

که دوستانم تمام رفتند و منتظر بی‌شمار دارم

 

چه شام پر نور رازگونی، چه فصل سرسرد واژگونی

که زمهریر است و من در آتش، بهار دارم، بهار دارم

 

دویدم و کو به کو دویدم، به وقت شام آخرش رسیدم

زیارت و جمعه و شهادت، چقدر گل در کنار دارم

 

خوش است آئین سربه‌داری، خوش است یک عمر بی‌قراری

بسوز دست و سر و تنم را، که سر به دامان یار دارم

 

اگرچه افتد به خاک دستم، علم به دوشش همیشه هستم

شهید زنده‌ست آی دشمن، هنوز من با تو کار دارم

 

به نیزه جاری أنالحق من، به شطّ خون است زورق من

شبیه خود بین این جوانان هزارها در هزار دارم

فائزه زرافشان


امتیاز دهید Article Rating
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.