دات نت نیوک
شنبه، 28 دی 1398 |

(آرشیو سال 1398)

هجدهمین «ماه‌شعر» آفتابگردان‌ها برگزار می‌شود

هجدهمین «ماه‌شعر» آفتابگردان‌ها برگزار می‌شود

22 دی 1398 | 17:48
هجدهمین جلسه از سلسله‌نشست‌های ماهانۀ شعرخوانی (ویژۀ اعضای ادوار مختلف آفتابگردان‌ها) با عنوان ماه‌شعر ویژه برنامه‌ای در سوگ «سردار سلیمانی و یاران شهیدش و شهیدان حادثۀ هواپیمای اوکراینی»، با اجرای میلاد عرفان&zwn... ادامه
دشمن چرا فکر کرده است خون تو تاوان ندارد؟
شعری از ریحانه کاردانی

دشمن چرا فکر کرده است خون تو تاوان ندارد؟

15 دی 1398 | 13:03
از کشته اش هم بترسید، این مرد پایان ندارد مُلکی که او دارد امروز، حتی سلیمان ندارد   دل های ما مُلک او شد، جان های ما سرزمینش این سرزمین بهار است، اینجا زمستان ندارد   ما التیام از که جوییم؟ ما از که مرهم بخواهیم؟ جز رو... ادامه
عزا بس است دلا! باید از قیام بگویم
شعری از سیده فرشته حسینی

عزا بس است دلا! باید از قیام بگویم

15 دی 1398 | 13:00
هزار بار شکستم که یک کلام بگویم که در وداع تو امشب به تو سلام بگویم   سلام! صورت خونین ! سلام دست بریده ! سلام جسم مقطع ، من از کدام بگویم   مرید راه ولایت ، شهید حضرت زینب اجازه هست برایت از ازدحام بگویم ...   ... ادامه
دل ندارم بخوانم از اخبار، خبر پر کشیدن او را
شعری از میترا سادات دهقانی

دل ندارم بخوانم از اخبار، خبر پر کشیدن او را

15 دی 1398 | 12:57
دل ندارم بخوانم از اخبار خبر پر کشیدن او را آه مردم! چگونه می بینید عکس ِ در خون تپیدن او را؟!   او که بر شانه های محکم او تکیه می داد هر پریشانی او که هرگز ندیده است جهان، روی زانو خمیدنِ او را   خون او جوهر است و پیغامی ... ادامه
وعده گاه تو سرزمین عراق، وعده گاه تو کربلا بوده است
شعری از الهام عظیمی

وعده گاه تو سرزمین عراق، وعده گاه تو کربلا بوده است

15 دی 1398 | 12:54
وعده‌گاه تو سرزمین عراق، وعده‌گاه تو کربلا بوده‌ست از ازل قرعه‌ات به نام حسین، خون جوشندۀ خدا،‌ بوده‌ست   اسم تو اسم حضرت قاسم، رسم تو رسم حضرت عباس ذکر «احلی من العسل» سردار با لبان تو آشنا ... ادامه
هنوز با همه شهرت جهان تورا نشناخت
شعری از عاطفه جوشقانیان و راضیه جبه داری

هنوز با همه شهرت جهان تورا نشناخت

15 دی 1398 | 12:51
هنوز در پی حال و هوای کودکی ام عجین شد اسم تو با ماجرای کودکی ام   تو را شناختم از قصه های عاشورا شبیه توست اگر کربلای کودکی ام   همیشه مادرم از قهرمانی ات مبگفت و قصه های تو شد لای لای کودکی ام   _خدا کند که... ادامه
«قاسم» رسیده است به احلی من العسل
شعری از محمد سجاد حیدری

«قاسم» رسیده است به احلی من العسل

15 دی 1398 | 12:49
دیدیم اگر ز رفتن تو داغِ تازه‌ای پیداست در شهادتت آفاقِ تازه‌ای   ای سوگ سرخ در شب تاریک ما بیا ما زنده‌تر شدیم، به تبریک ما بیا   باید دوباره خاطره‌ها را مرور کرد تاریخ را به گریه‌ی بی‌حد ... ادامه
شعری از سجاد نوابی

مردی که تنهایی علم برداشت

15 دی 1398 | 12:45
سخته بخوام چیزی بگم اما چیزی نگم از بغض جون میدم حالا می‌فهمم واسه چی هرشب هی پشت هم کابوس می‌دیدم   کابوس می‌دیدم که تو غربت یه دسته کرکس راتو می‌بنده از خنده‌ی کفتار می‌ترسم تو خواب من کفتا... ادامه
مردی که تنهایی علم برداشت
شعری از سجاد نوابی

مردی که تنهایی علم برداشت

15 دی 1398 | 12:45
سخته بخوام چیزی بگم اما چیزی نگم از بغض جون میدم حالا می‌فهمم واسه چی هرشب هی پشت هم کابوس می‌دیدم   کابوس می‌دیدم که تو غربت یه دسته کرکس راتو می‌بنده از خنده‌ی کفتار می‌ترسم تو خواب من کفتا... ادامه
خوش است آیین سر به داری...
شعری از فائزه زرافشان

خوش است آیین سر به داری...

15 دی 1398 | 12:42
نوشت با خون که《ضاقَ صدری》، نوشت با او قرار دارم که دوستانم تمام رفتند و منتظر بی‌شمار دارم   چه شام پر نور رازگونی، چه فصل سرسرد واژگونی که زمهریر است و من در آتش، بهار دارم، بهار دارم   دویدم و کو به کو دویدم، به وقت... ادامه
صفحه 1 از 12ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها