دات نت نیوک

مطالب

-->

خاطرات آفتابگردانی

شبی در همسایگی آفتاب!

شبی در همسایگی آفتاب!

المیراسادات شاهان

03 آذر 1396 | 21:45
|

خورشید داشت آرام‌آرام خدانگهدار می‌گفت که به کاشمر رسیدیم. منظرۀ زیبا و دلبرانۀ غروب، هر چشم شیفتۀ زیبایی را وامی‌داشت که این رنگ‌آمیزی روح‌نواز را به قاب دوربین‌ها بکشد... از دور، لبخندهای روشن دوستان کاشمری و نیشابوری ...

سفر نامه!

26 شهریور 1396 | 21:01
|

یکی از خانم های دورهء ششم آفتابگردانها، خاطرات اردو را در قالب یک غزل سروده است: بسم الله النور "سفرنامه" پیام آمد که شاعر جان به پاخیز! نمانده اندکی تا فصل پاییز بیامد موسم اردوی دوم بیاورباخودت هم چیز و هم میز بیاور ...

اردو با طعم چای نبات!

04 شهریور 1396 | 22:56
|

وقتی به یه جایی می رسم که پر از آدمای موفق و فعاله اعتماد به نفسم رو به کلی از دست می دم و از اوج می افتم همین که رسیدیم خوابگاه و ده ها دختر موفق رو یک جا دیدم گوشه و تاریک ترین تخت رو برای خودم انتخاب کردم و رفتم زیر پتو . یادمه چند وقت پیش سوار تا...

خاطره ی حلیم خوران

03 شهریور 1396 | 11:21
|

با خبر شدیم(یعنی خود به نتیجه رسیدیم ) طی توطئه ی محرمانه ای! محموله ای از نمک را در جا شکری های بینوا جاسازی کرده اند و آن شد که این شد: به شوق اینکه صبحانه، عزیز دلبری داریم شکم صابون زنان در راه، حال دیگری داریم رسیدیم و شعف ما را به پای میز ...
همبازی کودکی من مرد شده | دلنوشته‌ای از فاطمه عارف نژاد

راوی روايتی پر از درد شده از قصه‌ی كودكانه دلسرد شده او رفته مدافع حرم باشد چون همبازی کودکی من مرد شده... خوب يادم است وقتی اولین بار این شعر را با آن طراحی زیبایش در كانال شعر دفاع دیدم چقدر تكانم داد. چقدر عاشقش شدم. چقدر دوستش داشتم تا...

جمعه است و متعلق به آقا امام زمان(عج) ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۶ ما را به دلفیناریوم برج میلاد آورده اند اما شوقی ندارم! از همان روزهایی است که دلم بی دلیل گرفته است. قرار است امشب ما را به معراج شهدا ببرند. شب شعری را برای بزرگداشت مقام شهید حججی تد...

گفتند بروید طبقه چهارم، اتاق تکمیلی‌ها. هاج و واج همدیگر را نگاه کردیم. هیچ کس نمی‌دانست اتاق تکمیلی ها یعنی چه. انتظار داشتیم مثلا" بگویند این کلید را بگیرید و مثل سال‌های قبل بروید طبقه دوم یا سوم. یا این که بگویند بیایید از این...
شاعری که بدقول نشد...!

شاعری که بدقول نشد...!

24 خرداد 1396 | 21:49
|

خاطره ای از طیبه عباسی از اعضای دوره چهارم آفتابگردانها در حاشیه دیدار شاعران با رهبر انقلاب(مد ظله العالی): گفتم نمی توانم از او چنین درخواستی کنم. گفت بیچارگی یعنی اینکه به محضر ولی خدا برسی و دست خالی برگردی. گفتم صدایم به صدایش نمی رسد گفت تو ...
شبی شیرین و دیداری دلنشین/ هدیه سادات طباطبایی

یادداشتی بر دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب:   در دنیای شعری ام  خیلی وقت بود که چشم انتظار این اتفاق مبارک بودم. آرزویی که در بیست و شش سالگی ام و در روز تولد جدّم، امام حسن مجتبی (ع)، یعنی نیمه رمضان ۱۴۳۸ به شیرین ترین اتفاق زندگی ...
آن شاعر خاص!

آن شاعر خاص!

31 اردیبهشت 1396 | 21:43
|

 رشتۀ دانشگاهی‌ام ادبیات است؛ اما حجم درس‌ها و پایان نامه و... اجازه نمی‌داد برای شعر وقت بگذارم. به‌طورکلی مدتی بود که از شعر فاصله گرفته بودم. گاهی در روضه‌ها و مراسم‌های مذهبی تلاش می‌کردم فکرم را از درس خال...
صفحه 1 از 2ابتدا   قبلی   [1]  2  بعدی   انتها