دات نت نیوک
یکشنبه، 26 خرداد 1398 |

سررسید

20 آبان 1397 16:47 | 0 نظر | 307 بازدید | امتیاز: 3 با 3 رای

 حسین طاهری از شاعران خوش ذوق زنجان است.طاهری متولد 1367 و فارغ التحصیل رشته ی شیمی ست.مجموعه غزل سررسید نخستین اثر چاپ شده اوست.سررسید در بهار 1396 در 1100 نسخه با قیمت 9000 تومان از سوی انتشارات نیماژ چاپ شده است.این مجموعه مشتمل بر 39 غزل عاشقانه، اجتماعی و آیینی ست.

با ورق زدن سررسید و با گذشتن از صفحه تقدیم و مقدمه به نخستین غزل مجموعه می رسیم که برای ما شعری ست آشنا:

هی می رویم و جاده به جایی نمی رسد

قولی که عشق داده به جایی نمی رسد

(غزل 1)

از بیت نخست، حسین طاهری باب شکایت هایش را از عشق باز می کند و در جای جای مجموعه به آن اشاره می کند:

دست بردار از سرم ای عشق، ای یار قدیمی

پیش از این با تو قراری داشتم، حالا ندارم

(غزل 5)

اگرچه عشق امر خیر دارد با دلم اما

از این بی آبرو چیزی به غیر از شر نمی خواهم

(غزل 10)

 

 

 

مخاطب با ورق زدن مجموعه سررسید با یک حزن نهفته در لا به لای غزل ها همراه می شود؛ حزنی که به ما خبر از شکسته دلی شاعر می دهد:

تو را به نظم کشیدم ولی جهان خودم

شبیه موی سیاهت پر از پریشانی ست

(غزل 3)

گمانم شاعری اندازه ی من غم ندارد که

برای شعر غمگینم همانندی نمی بینم

(غزل 14)

حسین طاهری در میان غزل های سررسید به آرایه تلمیح توجه ویژه ای دارد:

کلیم قصه هایم دست خالی مانده بود اما

زدم بر نیل و با زحمت عصایش را درآوردم

(غزل 6)

اینقدر نپیچید به پای دل مجنون

زیبایی لیلا به شما ربط ندارد

(غزل 12)

بارها از یوسف و از پاکی او دم زدی

لااقل یکبار هم حال زلیخا را ببین

(غزل 19)

و هر از گاهی شاهد اسلوب معادله هایی در شعر او هستیم:

لقمه کوچک برای هر بزرگی خوب نیست

شیر اگر با موش ها جنگید از سگ کمتر است

(غزل 15)

رفیق کهنه را ول کردی و این را ندانستی

که تیغ تازه بدتر می برد رگ های گردن را

(غزل 35)

از دیگر ویژگی های مجموعه شعر سررسید در آمیختگی زبان عامیانه با زبان ادبی ست که صمیمتی مثال زدنی به غزل هایش بخشیده:

سپس با بوسه ای زیر زبانش را کشیدم، تا

ته و توی تمام ماجرایش را در آوردم

(غزل 6)

عذاب می کشم از دست زندگی، ای مرگ

مرا خلاص کن از دست او، تو را به خدا

(غزل 39)

و توجه به ردیف های نو از نکات مثبت غزلهای حسین طاهری ست:

هی می رویم و جاده به جایی نمی رسد

قولی که عشق داده به جایی نمی رسد

(غزل 1)

یک زمان ایل و تباری داشتم، حالا ندارم

روزگاری، روزگاری داشتم، حالا ندارم

(غزل 5)

این روزها شاعران جوان نیاز به اختصاصی سازی اشعار خود دارند.متاسفانه شعر جوان در این چند سال اخیر به یک تکرار کسل کننده رسیده است و هیچ تازگی در مضمون سازی ها، تکنیک های زبانی، و... نمی بینیم.هیچ تفاوتی بین غزل شاعری از شمال ایران و شاعری دیگر از جنوب ایران وجود ندارد.اما وقتی به عنوان مثال به شعر نیما یوشیج می رسیم این تفاوت ها و تمایزها در قالب ویژگی های زیست بومی کاملا خود را نمایان می کنند.با خواندن اشعار سررسید متوجه می شویم که حسین طاهری نگاه ویژه ای به این مقوله داشته و با در آمیختگی نمادها و شخصیت های مربوط به زادگاه خود به اشعارش تمایز بخشیده:

بمان و شاهد یک عمر انزوایم باش

که انزوا هنر شاعران زنجانی ست

(غزل 3)

رفته ای و ر فته رفته منزوی تر می شوم

عاقبت عشقت من شاگرد را استاد کرد

(غزل 23)

 مجموعه شعر سررسید را می توان در کلیت مجموعه ای در نظر گرفت که راه را برای شاعرش هموار کرده است تا بتواند در تجربه های بعدی وسواسش را در سرودن بیشتر کند، توجه ویژه ای به دستور زبان فارسی داشته باشد و خود را از قید و بند تکرارها رها سازد تا با شعرهای پخته تر، قاعده مند تر و  نوتری را از او شاهد باشیم.


امتیاز دهید Article Rating
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.