دات نت نیوک
ﺳﻪشنبه، 3 مهر 1397 |

(دفتر شعر عاطفه جعفری)

حرف عاشقانه

کسی ندید که من حرف عاشقانه زدم

به لطف سادگی ام در دلت جوانه زدم

برای اینکه نبینند رنگ زردم را

به صورت خودم از شرم تازیانه زدم

همیشه پنجره را رو به نور وا کردم

که گفته سنگ به دروازه ی زمانه زدم؟

به یاد فرفره ی رنگی ام که می چرخید

چه چرخ ها که برایت در این میانه زدم

و روبه آینه با ماه درد دل کردم

به گیسوان پریشان بید شانه زدم

تو مرد بودی و حال مرا نفهمیدی

چرا که حرف دلم کمی زنانه زدم

#عاطفه-جعفری


عاطفه جعفری | دوره ششم آفتابگردان ها

03 بهمن 1396 304 0

انتظار سخت

وقتی که دوری ات به من اجبار میشود
غم های بی کسی سرم آوار میشود
با دیدن مکرر آن عکس آخرت
دلتنگیم برای تو بسیار میشود
دیدار روی ماه تو یکروز قسمتِ
این چشمهای خیره به دیوار میشود؟
یک روز می روم من و آن روز رفتنم
سر فصل روزنامه و اخبار میشود
 این انتظار سخت حضورت برای من
هرشب کنار پنجره تکرار میشود
#عاطفه_جعفری


عاطفه جعفری | دوره ششم آفتابگردان ها

25 آذر 1396 345 0 5