دات نت نیوک
جمعه، 6 اردیبهشت 1398 |

دستم خالیست

 

دیدم او را و یک قدم برگشتم 

 

ماندم حیران و بیش و کم برگشتم 

 

دستم خالیست از سفر خواهم رفت 

 

شاید این بار با خودم برگشتم 


ماهلو پرست | دوره چهارم آفتابگردان ها

24 مرداد 1397 110 0

پشیمانی...

تقاص عشق، همین اشک های پنهانی است
هراس  غرق شدن در نگاه بارانی است

هزار بار خطا کرده ام ولی بگذر
که عشق فرصت خوبی برای  نادانی است

هزار شکر! اگر شادی از کفم رفته ،
از اشک و آه و غزل در دلم فراوانی است

از این که عشق مرا پیر کرده خرسندم
 که در طریق زلیخا "گلایه" نفسانی است

بیا امید غزل های ناتمام دلم...!
بهارِ خنده ی تو شاهبیت پایانی است

دریغ!دست مرا شعر پیش تو رو کرد!
همیشه حاصل شاعرشدن پشیمانی است...

 

فاطمه غلامی


فاطمه غلامی | دوره هفتم آفتابگردان ها

24 مرداد 1397 147 0 4

برگرد

بعد از تو باز پشت سرم حرف میزنند          
 مردم دوباره شایعه ها میپراکنند

 

آخر جواب اهل محل را چه میدهی؟           
 اینها مرا همیشه کنار تو دیده اند

 

این عادلانه نیست که هی دورتر شوی         
وقتی که دستهات به دستم نمیرسند!

 

برگرد و زندگی مرا تلخ تر نکن                
 برگرد و باز هم به دل ساده ام بخند

 

اصلا خودم به عمد گرفتار میشوم              
تنها اشاره کن بکشم خویش را به بند
.
.
.
باید برای آمدنت فکر بکر کرد                
 این شعرها که راه به جایی نمیبرند


سجاد بوستانی | دوره هفتم آفتابگردان ها

23 مرداد 1397 114 0

یک نگاه

السلام علیک یا شهید کربلا

 

...و لطف کرد و به دل هایمان نگاه انداخت

برای ماه شدن یک نگاه کافی بود

 

از او اشاره و از ما به سر دویدن ها

سری که بر تنمان سالها اضافی بود

 

سری که سر به بیابان گذاشت سر در گم

سری که زخم دل عمه را تلافی بود....

 

#مرضیه_شهیدی

ابیاتی از یک غزل

تابستان96

به مناسبت شهادت شاعرانه شهید محسن حججی



مرضیه شهیدی | دوره چهارم آفتابگردان ها

19 مرداد 1397 153 0 4.83

آخر سر

چون یاس سپید میشوی آخرسر

باغ پره سیب میشوی آخرسر

 

از عمق نگاهت اینچنین فهمیدم

یک روز شهید میشوی آخرسر


زهرا غفاری | دوره هفتم آفتابگردان ها

17 مرداد 1397 160 0 5

حتی

حتی نبود بین من و تو شکایتی

وقتی نبود قصه ما را حکایتی

 

گلها به روی شاخه خود زرد میشوند

وقتی که باغِبان ندارد درایتی

 

گاهی به یاد طرز نگاهی دلم گرفت

گاهی به یاد طرز بیان و اشارتی

 

گاهی گذر ز کوچه معشوق میکنم

گاهی برای عرض سلام و ارادتی

 

خیلی به روی دامنمان غم گذاشتند

خیری ندیده ایم به دیگر روایتی

 

بغضم ادامه دار و غزل هم ادامه دار

عنوان شعر من چقَدَر بی نهایتی

 

دیگر به حال و روز خودم خو گرفته ام

شاید بنا کنیم همینجا امارتی

 

 


زهرا غفاری | دوره هفتم آفتابگردان ها

16 مرداد 1397 150 0 5

دچار غزل

تمام روز و شبم گشته ام دچار غزل 

غزل برای من و من در اختیار غزل 

 

دوباره قسمتم این شد که بعد رفتن تو

در آرزوی تو من سر کنم کنار غزل

 

و مثل قافیه ای از تبار ناچاری

تمام عمر بمانم در انحصار غزل

 

خودت زمان کمی نیست رفته ای،اما

هنوز اسم تو جا مانده در دیار غزل

 

بس است این غم دوری بیا و شاهد باش

ببین چه آمده بی تو به روزگار غزل

 

بیا ببین که من از پا چگونه افتادم...

چگونه پیر شدم همچو شهریار غزل

 

دوباره زاده شد از دردهای من،شعری

خوشم که آمده ام لااقل به کار غــــــزل


مهناز دهقان | دوره هفتم آفتابگردان ها

14 مرداد 1397 173 0 4.4

فریادرس

باز در شب های بارانی به فریادم رسید

سخت بودم او به آسانی به فریادم رسید

دور می گشتم ز ساحل تا دوباره ناخدا

در دل امواج طوفانی به فریادم رسید

بارها حس کرده ام در لابه لای مشکلات

با نگاه و لطف پنهانی به فریادم رسید

من کویری خشک بودم غرق تابستان و او

در پس ابری زمستانی به فریادم رسید

یوسفی زندانی ام در مصر اما باز هم

معجزات یار کنعانی به فریادم رسید


سیدحسین احمدپور | دوره هفتم آفتابگردان ها

13 مرداد 1397 111 0 5

پدر

ای کاش که او برگ و برم را می دید

ای کاش که میوه ی ترم را می دید

ای کاش پدر بود و با چشم خودش

شیرینی خاص  دخترم را می دید

 

زینب زمانی


زینب زمانی | دوره هفتم آفتابگردان ها

11 مرداد 1397 140 0 4.75

چشم هایش

آرامش مواج دریا چشم هایش

دور از تعلق های دنیا چشم هایش

راه زیادی نیست در تکرار تاریخ 

از روضه های کربلا تا چشم هایش

حتی شهادت می تواند ساده باشد

این را شهادت می دهد با چشم هایش

پیروز میدان نبرد خیر و شر کیست؟

شمشیر های غرق خون یا چشم هایش

فکر فراموشی آن تصویر تلخم

قصدم فراموشی ست... اماچشم هایش


فاطمه زاهدمقدم | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 مرداد 1397 131 0 4.8

آغوش باز کن

گاهی دلم به یاد خدا هست و گاه نیست

اقرار می کنم که دلم سر به راه نیست

(یا اکرم من اعتذر ...)دست خالیم 

در کوله بار زندگیم جز گناه نیست

اما هنوز بوی خدا می دهد دلم

یعنی هنوز پیش تو رویم سیاه نیست

آغوش بازکن که به دنیا نشان دهم

چشمان خیس و ملتمسم بی پناه نیست

رسوا مکن نگاه مرا و نشان بده

دلبستگی به رحمت تو اشتباه نیست 

آرامش همیشه ی آشوب های من 

جز تو کسی به بغض سکوتم گواه نیست

ازمن مخواه صبرکنم در فراق تو 

از من مخواه طاقت دوری! مخواه نیست


فاطمه زاهدمقدم | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 مرداد 1397 105 0 5

انتظار

در جاده ی عشق رهگذر کم داریم

در سختی راه همسفر کم داریم

جمعیتمان در انفجار است و باز

ما سیصد و سیزده نفر کم داریم !!


معصومه آقامحمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 مرداد 1397 99 0 5

یک نفر می آید..

آنقدر کوچک می شوی گاهی

آنقدر کوچک که در بلندترین برج ابر می ایستم

و تو را با دو قطره جشن می گیرم

چیزی یادم می آید

مثل شب های بارانی ایستگاه قطار

مثل شب های سپیدِ برفی

جمعه های سیب سرخ

در کنار راه های آهن

با لباس نیلی

به نشانی جنگل مرگ

یک نفر از جنگل مرگ می آید

از قلب گرفته ی زمین

از عمق گل محمدی

لای چشم های در هم رفته ی آب

مثل ظهر خلوت مرداد

یک نفر می آید...

"اولین شعر"


فاطمه مستوفی | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 مرداد 1397 94 0 5

پنجره

به یک پنجره

نیاز داشتم

تا به تو بگویم:

"دوستت دارم"

افسوس

که پنجره

با مشت تو شکسته بود...


فاطمه مستوفی | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 مرداد 1397 102 0 5

باد

از زیتون زاران سبز

با پرچمی از گیسوان سپید

در هجوم حمله ی وحشیانه ی باد به یک طرف

به سمت ات می آیم

در دستانم انار

در قلبم

گنجشک ها بالا و پایین می پرند

و تو

به همان سو می روی

که باد می وزد...


فاطمه مستوفی | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 مرداد 1397 110 0

زندانیِ آزادی

  • هر روز در آیینه می بینم زوالم را
  • تنها از او پنهان نمی دارم ملالم را
  • می پرسمش از علت اندوهم اما او
  • پس می دهد مانند طوطی ها سوالم را
  • آیینه در ابهام تصویرم مقصر نیست
  • آهم مکدر کرده تصویر زلالم را
  • فهمیده ام به سرنوشتی گنگ محکومم
  • حالا که فنجانها نمی فهمند فالم را
  • وقتی مرا می آفریدی از چه رو در من
  • می پروراندی آرزوهای محالم را
  • خوش داشتی زندانی آزادیم باشم
  • پیش از رهایی چیده ای از عمد بالم را
  • ای عشق ای تنها دلیل زندگی بی تو
  • غم ها به یغما میبرند اندک مجالم را

امیرعباس قبادی | دوره ششم آفتابگردان ها

08 مرداد 1397 92 0

انتخابم کن

بیا میان دو بازوی خویش خوابم کن

نوازشی بکن و از خجالت آبم کن

 

گمان نمیکنم آری،که دوستم داری

اگر که نه؟!تو به یه بوسه ات مجابم کن

 

از آن شراب برایم پیاله ای پر کن

نگاه کن به من و بیشتر خرابم کن

 

عذاب میکشم از اینکه هی "شما" باشم

محبتی کن و "بانوی من"خطابم کن

 

اگر دچار منی لطف کن بگو..یا نه

اگر که دوست نداری مرا،جوابم کن

 

بیا تمام بکن حق عشق را بر من

میان خیل رقیبانم انتخابم کن


مهناز دهقان | دوره هفتم آفتابگردان ها

08 مرداد 1397 93 0 5

غزل به غزل من گریستم

عشقی که داشتم به تو امشب سه ساله شد

در من تمام خاطره هایت مچاله شد

 

تو چند سال پیش در این روز آمدی

حالا تو رفته ای و غزل استحاله شد

 

هر گل که پروریده ام آن را به یاد تو

از داغ عشق تو جگرش همچو لاله شد

 

گنجایشم به قدر غم دوری ات نبود

کار دلم به کوه و بیابان حواله شد

 

گفتم غزل بگویم از این عشق ناتمام

صدحیف بیت بیت غزل آه و ناله شد

 

با رفتنت غزل به عزل من گریستم 

اندوه من برای تو امشب سه ساله شد


مهناز دهقان | دوره هفتم آفتابگردان ها

08 مرداد 1397 138 0 5

تاب بازی

تاب بازی
آرزو بود
برای دختری که

پدرش

دست هایش را در میدان مین جا گذاشته بود.

شهریار شفیعی


شهریار شفیعی | دوره سوم آفتابگردان ها

08 مرداد 1397 88 0 5

محبت

وقتی محبت را در اینجا باب کردی

با هر قدم ،این خانه را بی تاب کردی

لیوان آب ،از دست هایت بر زمین خورد

گلهای خشک فرش را سیراب کردی

آنقدر در آیینه ها مبهوت ماندی 

تا در نگاهم عشق را جذاب کردی

می سوزد او ،تا چشم تو روشن بماند

این شمع را با هر نگاهت آب کردی

یک شب تو در آغوش من خوابیدی و بعد

شب های من را بعد از آن بی خواب کردی

 

زینب زمانی


زینب زمانی | دوره هفتم آفتابگردان ها

07 مرداد 1397 135 0 3.67
صفحه 5 از 18ابتدا   قبلی   1  2  3  4  [5]  6  7  8  9  10  بعدی   انتها