دات نت نیوک
جمعه، 28 دی 1397 |

دِیَم را کن تو شیدایی

تمام شعر هایم راوی یک حس پنهان است 

تو از احساس می گفتی؛ من از عقلی که حیران است 

 

من از چشمان تو مستم و با سرخیش همدستم 

به این پیمانه دل بستم_اگرچه سست پیمان است _

 

اگر قلبم؛ به شوقت می تپم هر روز بی منت 

که خون از گرمی اسمت روان در بین شریان است 

 

من آن سرباز تنهایم که بازنده است و می جنگد 

ولی مرز دلش امن است؛ نگاه تو نگهبان است 

 

کلاه مرد و زن از سر بیفتد بی گمان وقتی 

تو از سر روسری اندازی و مویت پریشان است 

 

تو یوسف نیستی اما اگر رفتی یقین دارم 

که تهران می شود کنعان و خانه بیت الاحزان است 

 

بخندی صبح یلدایی، دِیَم را کن تو شیدایی 

که این لبخند کوتاهت بهاری در زمستان است 


مستانه آقاخانی | دوره هفتم آفتابگردان ها

14 دی 1397 23 1 4.75

ان الله یحب المحسنين...

نام های جدید شیطانند 

جبهه النصره،طالبان، داعش 

راه تو راه حیدر کرار 

با خوارج نمی کنی سازش 

 

رهبرت تکیه گاه و ملجأ تو 

فکرت آسوده، قلبت آرام است 

در مسیر ولایتی بی شک 

رهرو راه دوست گمنام است 

 

پرچم کشورت نشانه ی توست 

جسم و روحت سه رنگ پر امّید 

سر تو سبز و خون تو قرمز 

قلب پر نور تو سپید سپید 

 

السلام علیک یا زینب 

زیر لب ذکر عشق می خوانی 

با خودت عهد عاشقی بستی 

بر سر این قرار می مانی 

 

دشمن کافران بداندیش 

همدل همدلان ایرانی 

تحت فرمان مطلق رهبر 

پیرو قاسم سلیمانی 

 

در نگاهت بهشت جاویدان 

پیش چشمان تو جهان پوچ است 

ارجعی می رسد به گوش دلت 

دیگر انگار موعد کوچ است 

 

ﻧﻐﻤﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﺰﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ

ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ ﺷﻬﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ خواند

لاله ی لا اله الا الله 

بر مزارت ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ماند

 

دشمن خیره سر ! بدان پی تو 

حججی ها دوباره می آیند

در دل آیه های قرآنی 

محسنین استعاره می آیند 


مستانه آقاخانی | دوره هفتم آفتابگردان ها

01 مرداد 1397 130 0 5