دات نت نیوک
پنجشنبه، 28 شهریور 1398 |

وداع

بازآ،ببینم چهره ی چون حیدرت را...

قدری بمان،تاحرف های خواهرت را...

برتن کن این پیراهنت را...یوسف من!

ازمن بگیر این یادگارمادرت را...

قدت هلالی شد شبیه مادر!ای ماه!

وقتی که دیدی غرق درخون اکبرت را...

دل بی قرار توست،آرام وقرارم!

زینب بمیرد! تانگاه آخرت را...

محکم گرفتی تودرآغوشت سرم را...

گفتی که محکم باشم، آنگه که سرت را...

تکبیر خواهم گفت!روی تل برادر...

غیراز جمیلا من نبینم،باورت را...

وقت وداع آمد!برو آرام جانم...!

باخودت ببراما،سلام خواهرت را...

 

 


حانیه مودب | دوره هفتم آفتابگردان ها

16 شهریور 1398 23 0 5

دخترخورشید

برقلب من خسته نشسته ست غباری...

وقتش شده ای عشق،براین خاک بباری...

توقلب مراخوب بهم ریخته ای،مرد!

تاباغچه ای ازگل آلاله بکاری...

دریای پرازموج شد این برکه قلبم...

اماتوجسورانه به هرموج،سواری...

توداری وپرمهر،دل انگیزی ومحزون...

ازجنس نواهای پرازعشق دوتاری

من دخترخورشیدم و سوزانم ومغرور...

سرسخت ترین مرد،دراین بوم ودیاری...


حانیه مودب | دوره هفتم آفتابگردان ها

16 بهمن 1397 131 0 4.75

بدون عشق

باران نزده،ابربهاری مرده

درهرطرفی شاخه گلی پژمرده...

برگرد،بباربازهم براین شهر

برگردببار،عشق خنجرخورده...


حانیه مودب | دوره هفتم آفتابگردان ها

18 مهر 1397 167 0 3.5