دات نت نیوک
شنبه، 9 فروردین 1399 |

ای شهید آسمانی،ای بهشت پرکشیده

خوش به حال شهر کرمان مردمانی چون تو دارد

بر فراز دست هایش آسمانی چون تو دارد

 

خوش به حال مادران که پای عهد خویش ماندند

خانه ای که ساده امّا...سایبانی چون تو دارد

 

خوش به حال کوچه ها و جاده ها و شهر ها که...

نقشی از یاد نگاه مهربانی چون تو دارد

 

خوش به حال جبهه ها و روز جنگ و شام صلحت!

خوش به حال سنگری که دیده بانی چون تو دارد

 

باغبان غنچه بودی لاله ای گر داغ می شد

خوش به حال غنچه ای که باغبانی چون تو دارد

 

ای شهید آسمانی!ای بهشت پرکشیده

خوش به حال جنّتی که بوستانی چون تو دارد

 

به بهانه تولد حاج قاسم سلیمانی


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

21 اسفند 1398 21 0

یک روز از دست شهیدت جام می گیرم

این روزها با یادتان آرام می گیرم

از نامتان وقتی خدا را وام می گیرم

 

وقتی همیشه تلخ بوده کام دنیامان

از شهد شیرین شهادت کام می گیرم

 

من پیش از این ها مرده ام ای زنده ی عاشق

یک بار از دست شهیدت جام می گیرم

 

آری به چشمت ای شهید امیدها دارم 

از صاحب اسمت دلی گمنام می گیرم

 

بر خاک قبرستان که نه! یک روز جان من

توی گلستان شهید آرام می گیرم

 

پیشکش شهید حسین خرازی


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

13 اسفند 1398 27 0

تقدیم به شهدای حادثه تروریستی زاهدان/زمستان ۹۷

 

با اشک راهی می کنم داروندارم را

وقتی که دنیا می برد ایل و تبارم را

 

بعد از تو دنیا جای ماندن نیست، می دانی

لبریز کردی کاسه ی صبر و قرارم را

 

هرم نفس های تو کو؟!می سوزم از سرما

فصل زمستان می برد با خود بهارم را

 

دنیا که کوچک دید خود را در نگاه تو

با چشم زخمش تار کرده روزگارم را

 

از من نگیری دست زیبای دعایت را؟!

از جانمازم سجده ی شب زنده دارم را

 

خاک وطن این بار در آغوش تو خوابید

بیدار کرده ریشه هایت برگ و بارم را

 

آرام می گیری پس از این لاله ی شاعر

آرام کن این شعر های داغدارم را


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

28 بهمن 1398 34 0

غصّه داریم ولی صاعقه ای در راهیم

 

آسمانی شده ای،بس که کبوتر شده ای

بال در بال شهیدانی واختر شده ای

 

لاله،داغی به دلت بود که آرام گرفت

آه از داغ دل ما که تو پرپر شده ای

 

زشت رو،سنگ به آئینه ات انداخت و گفت:

((کاش کمتر بشوی)) چند برابر شده ای

 

آسمان ای که دلت تنگ سلیمانی بود

مُلک خود را بنگر،ملک معطّر شده ای

 

خانه ات نذر غم مادر سادات،شهید

هان!عجب نیست اگر وارث کوثر شده ای

 

وارث روضه ی دلدار شدی،قاسم جان

وارث دست علمدار شدی،قاسم جان

 

بنویسید که خورشید محرّم تابید

عالم افروز شده،گر چه که باغم تابید

 

گر چه اندوه مرا رود پریشان کرده است

راهی کربُ بلا_قدس سلیمان کرده است

 

برسانید به کفتار:((سحر نزدیک است))

ای گرفتار شب تار!سحر نزدیک است

 

برسانید که ما خون تو را می طلبیم

ما نه ایران که عراقیم و فلسطین،حلبیم

 

ببنویسید که جان،ملک سلیمانی هاست

بهراسید جهان،ملک سلیمانی هاست

 

غصه داریم ولی صاعقه ای در راهیم

آسمانیم ولی در قُرق آن ماهیم

 

چشمه ی خون تو می جوشد و می ماند عشق

آیه ی فتح قریب است که می خواند عشق

 

#انتقام سخت

 


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

23 بهمن 1398 45 0

پیشکش مادرم حضرت زهرا سلام الله علیه

 

برخیز زهرا تا علی از پا نیوفتد

عرش خدا بر دامن صحرا نیوفتد

 

قبله نمای خانه ی اهل خدائی

بعد از تو کعبه بی کس و تنها نیوفتد؟!

 

ای چشم های تو جهانی را نمایان

در چشم هایت غربت مولا نیوفتد!

 

مردی که خود ماوای آدم هاست ای کاش

بعد از تو کنج خانه بی ماوا نیوفتد

 

برخیز ای دریای موّاج و خروشان

تا صخرهاز چشمان دریاها نیوفتد

 

باران من!باید بباری بیشتر تا...

سوز عطش برحنجر صحرا نیوفتد

 

یا خواهری از تل به روی خاک تبدار

یا دختری در پای سر از پا نیوفتد


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

30 دی 1398 60 0

دندان نی نی

 

داداش کوچیک من خوشگل و خندون شده

باید بگیریم یه جشن صاحب دندون شده

 

دستاش چه نرمه خدا!چشماش شبیه منه

هف ماهه که اومده تو خونه مهمون شده

 

قندارو برمی داره تو دهنش می ذاره

چه بامزه می خوره!عاشق قندون شده

 

چاردست و پا میدوه می ره سراغ جوجه

جوجه نوکش می زنه می گه:((چه شیطون شده؟!))

 

دندون که در میاره گوله ی آتیش می شه

کلش چه داغه نی نی!حسابی گریون شده

 

مامان می گه بچه ها گلای خونمونن

با اینحساب خونمون شبیه گلدون شده!


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

07 دی 1398 118 0 3

به بهانه سالروز شهادت محمد علی شاهمرادی

 

می آید و امداد غیبی در رکابش

فرمانده ای که خود تمام یک سپاه است

 

با چفیه بر گردن ، غبار جنگ بر روی

آئینه دار مرز حبّ و بغض و آه است

 

می ترسد از او ترس در میدان آتش

خمپاره های مرگ خود این را گواه است

 

آرام می گیرد دل سربازهایش

چون شیر شب های شلمچه مرد راه است

 

ظهر است و وقت بوسه بر درگاه معشوق

اصلا میان جنگ جای سجده گاه است

 

می گفت:((من تاریکی شب های تارم

جا مانده ام،تنها دلیل آن گناه است))

 

در کربلای پنج هم جانانه جنگید

یعنی همیشه کربلا در پیش راه است

 

وقتی شهادت بال پرواز است تا حق

هر کوچه با نام شهیدان قبله گاه است

 

 


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

03 دی 1398 89 0 5

السلام علیک یا علی اصغر علیه السلام

آن چشمه ی بی تاب را شاید بفهمم

یا کودک بی خواب را شاید بفهمم

 

من مادرم،با چشم طفلم انس دارم

((مادر مرا دریاب)) را شاید بفهمم

 

آن ماهی غلتیده در خون گلویش

در پیش چشم آب را شاید بفهمم

 

شش ماهه ام نذر غم عظمای سردار

کوچکترین سرباز را شاید بفهمم

 

وقتی شهادت باغبان غنچه باشد

طفل شهید آب را شاید بفهمم

 

مهتاب زاده!اصغر مولا مدد کن

یک لحظه از مهتاب را شاید بفهمم

 

هرگز نمی فهمم غم مولای خود را

آن کودک بی خواب را شاید بفهمم

 


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

27 شهریور 1398 134 0

تنها برای عرض ارادت

ای امام لالهها،ای مسیرآسمان

داغتان بزرگ بود در نگاه کهکشان

 

قطره قطره اشک من،واژه واژه شعر توست

داد واژه ها بلند،سوز اشک ها دوان

 

آمدی غرق کنی باز هم دل مرا

دل اگر چه برده ای از زمین و آسمان

 

طبل و سنج و دسته ها چون بهاری از صداست

شورسینه زن به پاست،شعرنوحه خوان،جوان

 

مشکی محرمت روسپید عالم است

مُهرم حریمتان زائرانی از جهان 

 

مسجد محلّمان سوگوار سوگ توست

اشک های سرخ او از کتیبه ها روان

 

زیر چادرزنان شانه ها به قیل و قال

گریه های بی هوا،ضجّه های بی امان

 

ای فغان از این عزا،وای از این غم عظیم

وای از این غم عظیم،زین عزا فغان فغان

 

مرهمی به زخم ها،ای شهید اشک ها

عطر تربتت شفاست،مِهرمُهرتان جنان

 

محرم۱۴۴۰

مهر۱۳۹۷


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

20 شهریور 1398 118 0 3

پرواز

ساز و برگ سفرت کوله ی پرواز شده است

آسمان منتظرت،کوچ تو آغاز شده است

 

آب از کاسه و اشک از قدح چشمم ریخت

دیدم انگار که بال سفرت باز شده است

 

کوچه بعد از تو چنین بهت زده برجاماند

چشم هایت پس از آن شاهد صد راز شده است

 

رفته ای باغچه با خانه و اهلش قهر است

خُلق او بعد تو طفلی است که لجباز شده است

#

بند پوتین تو را کودکمان بست شبی

مرد این خانه شبی مثل تو سرباز شده است

 

 


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

10 اسفند 1397 222 0 3
صفحه 1 از 2ابتدا   قبلی   [1]  2  بعدی   انتها