ﺳﻪشنبه, 01 تیر,1400 |

تنها برای عرض ارادت

ای امام لالهها،ای مسیرآسمان

داغتان بزرگ بود در نگاه کهکشان

 

قطره قطره اشک من،واژه واژه شعر توست

داد واژه ها بلند،سوز اشک ها دوان

 

آمدی غرق کنی باز هم دل مرا

دل اگر چه برده ای از زمین و آسمان

 

طبل و سنج و دسته ها چون بهاری از صداست

شورسینه زن به پاست،شعرنوحه خوان،جوان

 

مشکی محرمت روسپید عالم است

مُهرم حریمتان زائرانی از جهان 

 

مسجد محلّمان سوگوار سوگ توست

اشک های سرخ او از کتیبه ها روان

 

زیر چادرزنان شانه ها به قیل و قال

گریه های بی هوا،ضجّه های بی امان

 

ای فغان از این عزا،وای از این غم عظیم

وای از این غم عظیم،زین عزا فغان فغان

 

مرهمی به زخم ها،ای شهید اشک ها

عطر تربتت شفاست،مِهرمُهرتان جنان

 

محرم۱۴۴۰

مهر۱۳۹۷


بتول محمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

20 شهریور 1398 275 0 3

وداع

بازآ،ببینم چهره ی چون حیدرت را...

قدری بمان،تاحرف های خواهرت را...

برتن کن این پیراهنت را...یوسف من!

ازمن بگیر این یادگارمادرت را...

قدت هلالی شد شبیه مادر!ای ماه!

وقتی که دیدی غرق درخون اکبرت را...

دل بی قرار توست،آرام وقرارم!

زینب بمیرد! تانگاه آخرت را...

محکم گرفتی تودرآغوشت سرم را...

گفتی که محکم باشم، آنگه که سرت را...

تکبیر خواهم گفت!روی تل برادر...

غیراز جمیلا من نبینم،باورت را...

وقت وداع آمد!برو آرام جانم...!

باخودت ببراما،سلام خواهرت را...

 

 


حانیه مودب | دوره هفتم آفتابگردان ها

16 شهریور 1398 273 0 5

ماه‌پری

تو پشت پنجره هر شب به ماه می‌نگری
دوباره موسم باران رسید ماه پری؟

 

چکید قطره‌ی باران به شیشه و دیدم
که وقت بارش باران چقدر ماه تری...

 

نه! با هزار و یک افسون و گیسوی خیست
مخواه بیشتر از این دل مرا ببری

 

مخواه بیشتر از این نحیف و خسته شود
کسی که خواست خودت را؛ نه چیز بیشتری

 

ای التیام من! ای داغ تازه بر دل من
که موی قهوه‌ایت وعده داده: دردسری

 

تو کیمیایی و حتما خودت نمی‌دانی
دوای درد منی و هنوز بی خبری


مسعود پایمرد | دوره هفتم آفتابگردان ها

13 شهریور 1398 350 0 3.5

می خواستم ولی نشدم...

می خواستم، ولی نشدم ایده آل تو

قابل نبود این دل من در قبال تو

روز اضطراب دارم و شب آرزوی خواب

بی من چگونه می گذرد ماه و سال تو؟

عشق و تمام غربت و غم هاش مال من

عشق و تمام شور و خوشی هاش مال تو

یک دم خیال من به سرت هم نمی زند

اما هنوز هم نشدم بی خیال تو

از خیر جان و مال گذشتم، اگرچه سخت

جز آبرو نمانده، که‌ آن هم حلال تو

در یاد مانده ای و تکان هم نمی خوری

یادت اگر تکانده مرا، خوش به حال تو


سیدجعفر حیدری | دوره هفتم آفتابگردان ها

02 شهریور 1398 456 0 3.73

اعتماد


به خاطرات ترک‌خورده اعتماد ندارد
لبی که زهر چشیده عسل به یاد ندارد
ندیده از سفرش غیر چشم بد برکاتی
مسافری که اتاقش و ان یکاد ندارد
نشان آدم دنیابریده اینکه سؤالِ
خدا چرا به تو داد و به من نداد، ندارد
میان مردم دارا، ندارتر فقط آن‌که
به زندگی پس از مرگ اعتقاد ندارد
نه انتظار نوازش، نه اضطراب شکستن
درخت سوخته کاری به حرف باد ندارد

 


شیما جایز | دوره هفتم آفتابگردان ها

31 مرداد 1398 293 0 4

به یاد حضرت علی اصغر علیه السلام

وقت قنوت سوز عطش را چه چاره است ؟

حی علی البکاء، علی بر مناره است

شش بیت ناب حضرت مادر غزل سرود

حالا رسید پیش خدا، چارپاره است

زیر عباست شیشه ی خوشبوی بی دری

باران گرفت؟ منتظر یک اشاره است

پاشیده است دست پدر خون صبح را

تا روز حشر بر سر گیتی ستاره است

تنگ غروب قصه ی ما هم به سر رسد

در قاب چشم قامت مردی سواره است

******

لب تشنه ای هنوز، علی! روی نیزه ها

اشک رباب، تشنه ی مادر چه کاره است ؟


الهام کرمی | دوره هفتم آفتابگردان ها

27 تیر 1398 385 0 4.22

به یاد حضرت علی اصغر علیه السلام

وقت قنوت سوز عطش را چه چاره است ؟

حی علی البکاء، علی در مناره است

شش بیت ناب حضرت مادر غزل سرود

حالا رسید پیش خدا، چارپاره است

زیر عباست شیشه ی خوشبوی بی دری

باران گرفت؟ منتظر یک اشاره است

پاشیده است دست پدر خون صبح را

تا روز حشر بر سر گیتی ستاره است

تنگ غروب قصه ی ما هم به سر رسد

در قاب چشم قامت مردی سواره است

******

لب تشنه ای هنوز، علی! روی نیزه ها

اشک رباب، تشنه ی مادر چه کاره است ؟


الهام کرمی | دوره هفتم آفتابگردان ها

27 تیر 1398 310 0 4

آغاز بهتر

قصه شروع می شود آغاز بهتری

تا می زنی برای دلم ساز بهتری

تنها دلم به بودن تو قرص می شود

لبخند توست نسخه ی اعجاز بهتری

دستان توست اوج دل انگیز بال من

دستان توست فرصت پرواز بهتری

دریای من تویی و منم بیقرار تو 

آغوش توست ساحل دلباز بهتری

از شاعران خوب جهان خوبتر منم

تا حسن توست قافیه پرداز بهتری

من را صدا بزن نشنیدم هنوز هم

غیر از صدای خوب تو آواز بهتری

حالا مرا دوباره عزیزم نگاه کن

چشمان توست نرگس شیراز بهتری


الهام کرمی | دوره هفتم آفتابگردان ها

27 تیر 1398 381 0 4.5

رباعی مهدوی

تکمیل شب چاردهم خواهد بود

در نور تو نور ماه گم خواهد بود

خشم تو اشداء علی الکفار و

چشمت رحماء بینهم خواهد بود


سیدمحمدحسین‌ آل‌مجتبی | دوره هفتم آفتابگردان ها

13 خرداد 1398 371 0 4.3

#صل_الله_علیک_یا_امیرالمومنین

وقتی غبار روی دلم را گرفته است
این دل اضافه است و فقط جا گرفته است

 

دستی بکش به روی سر کودکی که با
ذکر قشنگ نام شما پا گرفته است

 

نامت بلندمرتبه نامت ب ب بلند
طفلی زبان که هیبتت آن را گرفته است 

 

دیروز با نگاه تو امروز می شود
امروز از تو رخصت فردا گرفته است

 

دنیا تو را مطالبه کرد آخرت تو را
دعوای عاشقان تو بالا گرفته است

 

دست خودم نبود که دل داده ام به تو
بی شک دعای حضرت زهرا (س)گرفته است

 

#معصومه_آقامحمدی
#صل_الله_علیک_یا_امیرالمومنین


معصومه آقامحمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

04 خرداد 1398 357 0 4.44

زیرا تو

از امتداد غروب ستاره ها تا تو

چه دردها که ندارند نسبتی با تو

 

چقدر روز سیاهم بلندتر شده است

چقدر فاصله افتاده بین من تا تو

 

من و تو دور شدیم از هم و نفهمیدیم

که سرنوشت به دنبال کیست، من یا تو؟

 

چنان شکسته‌پرم من که کاش هیچ‌کسی

در آسمان خیالم نبود حتی تو

 

به کیمیای محبت من و تو ما نشدیم

ولی بگو که بنامند ما دوتا را تو

 

تو مثل میوه و من مثل شاخه‌ای خشکم

مرا وجود خودم می‌شکست و حالا تو

 

نه مرده‌ام نه دمی زنده‌ام، نپرس چرا

جواب من فقط این جمله است زیرا تو...


افشار جابری | دوره هفتم آفتابگردان ها

03 خرداد 1398 411 0 4.17

بیهوده گشته ایم!

بیهوده گشته ایم، نظیرش ادیب نیست

حتی خطیب زبده کنارش خطیب نیست

 

دارو طلب مکن که دعایش کفایت است

مثل طبیب شهر مدینه طبیب نیست

 

حتی غلام او به کرم شهره بوده است

حتی سگ از محبت او بی نصیب نیست

 

تاریخ را ورق به ورق خوانده ام ولی

از بس کریم بوده برایش رقیب نیست

 

هرکس که در محله او پا گذاشته است

شاید غریبه آمده، اما غریب نیست

 

گرد و غبار دامن شاه کرامتیم

ما را گر از عبا نتکاند عجیب نیست

 

گریه کنم برای حسن یا برادرش؟

قبرُالتریب دارد و خدُالتریب نیست


سیدجعفر حیدری | دوره هفتم آفتابگردان ها

31 اردیبهشت 1398 489 0 3.5

میلاد

میلادت ای شکسته پر پیر، تسلیت

یکشنبه، این تولد دلگیر، تسلیت

 

اینکه سیاه شد پس از این ابرهای تو

اینکه از آسمان شده ای سیر، تسلیت

 

اینکه تو را زمین تعفن گرفته ای

با هیچ و پوچ کرده نمک گیر، تسلیت

 

اینکه برای یک نفس راحتی که نیست

تن می دهی به جنگ نفسگیر، تسلیت

 

هر سال می گذرد و به تو طعنه میزند:

"این عمر مبتلای به تقدیر، تسلیت"

 

با فوت شمع آرزوی مرگ می کنی

و میدوی به سمت سرازیر...، تسلیت

 

میگویمت چرا که اجل با تو یار نیست

تنهاییت در آینه تکثیر...، تسلیت (1)

 

گفتت چه سود چون که تسلی نمی شود

این حرف بی نتیجه و تاثیر "تسلیت"

 

بدرود با جوانی ناکام و ناتمام

آغاز فصل یخ زدن ای پیر، تسلیت

 

#امیرمحمد_عسکرکافی

 

(1) تنهاییت در آینه تکثیر می شود

موی سپید در تو فراگیر می شود...

#امیرمحمد_عسکرکافی


امیرمحمد عسکرکافی | دوره پنجم آفتابگردان ها

23 اردیبهشت 1398 1165 0 3.6

الا تو....

عجیب حس قشنگی‌ست بودن با تو

تمام خواسته ام از تمام دنیا تو

 

بدون اسم تو کامل نمیشود شعری

ردیف منتخب بهترین غزل ها تو

 

از آن شبی که به خوابم قدم گذاشته ای

شدی جواب معما و هم معما...تو

 

سری به فال زدم،حضرت لسان الغیب

نوشته بود که تعبیر خواب و رویا تو

 

برای اینکه بفهمی تو عاشقی یا من

ببین کدام یکی شاعریم....من یا تو؟؟؟

 

من از تمام خودم....از تمام آدم ها

بخاطر تو بریدم امید ...اما تو؟!!!!

 

زنی به پای نگاه تو پایبند شده

زنی که هیچ نمیخواهد از تو ...الا تو


مهناز دهقان | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 اردیبهشت 1398 545 0 3.83

همدرد

یه دختر مریض

با گونه های داغ

لب های یخ زده

دس رو تنش نکش

دشت تنش چیه؟

کشت ملخ زده

 

لشگر کشیده تب

به سرزمین درد

به جسم نیمه جون

این پرچم سفید

رنگ پریده امه

آتش بس جنون

 

این مردگی برام

کابوس تلخیه

بیدار کن منو

من مست چشمتم

پلکی بزن یه بار

هشیار کن منو

 

قرصای قهوه ای 

مثل چشای تو

هر صبح و شب دوتاس

قرصای گلبهی

مثل لبای من

تلخه ولی دواس

 

حالا که از سرت 

رو شونه های من

تنها یه سایه هست

از خسته بودنا

تا دل سپردنا

حتما گلایه هست

 

شرمنده اتم اگه 

شب با هجوم درد

آهسته میگذره

تو عاشقی ولی

واسه من مریض

همدرد بهتره...


مستانه آقاخانی | دوره هفتم آفتابگردان ها

04 اردیبهشت 1398 483 0 4.25
صفحه 4 از 28ابتدا   قبلی   1  2  3  [4]  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها