دات نت نیوک
یکشنبه، 3 شهریور 1398 |

می خواستم ولی نشدم...

می خواستم، ولی نشدم ایده آل تو

قابل نبود این دل من در قبال تو

روز اضطراب دارم و شب آرزوی خواب

بی من چگونه می گذرد ماه و سال تو؟

عشق و تمام غربت و غم هاش مال من

عشق و تمام شور و خوشی هاش مال تو

یک دم خیال من به سرت هم نمی زند

اما هنوز هم نشدم بی خیال تو

از خیر جان و مال گذشتم، اگرچه سخت

جز آبرو نمانده، که‌ آن هم حلال تو

در یاد مانده ای و تکان هم نمی خوری

یادت اگر تکانده مرا، خوش به حال تو


سیدجعفر حیدری | دوره هفتم آفتابگردان ها

02 شهریور 1398 14 0 3

اعتماد


به خاطرات ترک‌خورده اعتماد ندارد
لبی که زهر چشیده عسل به یاد ندارد
ندیده از سفرش غیر چشم بد برکاتی
مسافری که اتاقش و ان یکاد ندارد
نشان آدم دنیابریده اینکه سؤالِ
خدا چرا به تو داد و به من نداد، ندارد
میان مردم دارا، ندارتر فقط آن‌که
به زندگی پس از مرگ اعتقاد ندارد
نه انتظار نوازش، نه اضطراب شکستن
درخت سوخته کاری به حرف باد ندارد

 


شیما جایز | دوره هفتم آفتابگردان ها

31 مرداد 1398 20 0 3.75

به یاد حضرت علی اصغر علیه السلام

وقت قنوت سوز عطش را چه چاره است ؟

حی علی البکاء، علی بر مناره است

شش بیت ناب حضرت مادر غزل سرود

حالا رسید پیش خدا، چارپاره است

زیر عباست شیشه ی خوشبوی بی دری

باران گرفت؟ منتظر یک اشاره است

پاشیده است دست پدر خون صبح را

تا روز حشر بر سر گیتی ستاره است

تنگ غروب قصه ی ما هم به سر رسد

در قاب چشم قامت مردی سواره است

******

لب تشنه ای هنوز، علی! روی نیزه ها

اشک رباب، تشنه ی مادر چه کاره است ؟


الهام کرمی | دوره هفتم آفتابگردان ها

27 تیر 1398 91 0 3.25

به یاد حضرت علی اصغر علیه السلام

وقت قنوت سوز عطش را چه چاره است ؟

حی علی البکاء، علی در مناره است

شش بیت ناب حضرت مادر غزل سرود

حالا رسید پیش خدا، چارپاره است

زیر عباست شیشه ی خوشبوی بی دری

باران گرفت؟ منتظر یک اشاره است

پاشیده است دست پدر خون صبح را

تا روز حشر بر سر گیتی ستاره است

تنگ غروب قصه ی ما هم به سر رسد

در قاب چشم قامت مردی سواره است

******

لب تشنه ای هنوز، علی! روی نیزه ها

اشک رباب، تشنه ی مادر چه کاره است ؟


الهام کرمی | دوره هفتم آفتابگردان ها

27 تیر 1398 69 0 4

آغاز بهتر

قصه شروع می شود آغاز بهتری

تا می زنی برای دلم ساز بهتری

تنها دلم به بودن تو قرص می شود

لبخند توست نسخه ی اعجاز بهتری

دستان توست اوج دل انگیز بال من

دستان توست فرصت پرواز بهتری

دریای من تویی و منم بیقرار تو 

آغوش توست ساحل دلباز بهتری

از شاعران خوب جهان خوبتر منم

تا حسن توست قافیه پرداز بهتری

من را صدا بزن نشنیدم هنوز هم

غیر از صدای خوب تو آواز بهتری

حالا مرا دوباره عزیزم نگاه کن

چشمان توست نرگس شیراز بهتری


الهام کرمی | دوره هفتم آفتابگردان ها

27 تیر 1398 72 0 4.5

رباعی مهدوی

تکمیل شب چاردهم خواهد بود

در نور تو نور ماه گم خواهد بود

خشم تو اشداء علی الکفار و

چشمت رحماء بینهم خواهد بود


سیدمحمدحسین‌ آل‌مجتبی | دوره هفتم آفتابگردان ها

13 خرداد 1398 154 0 4.3

#صل_الله_علیک_یا_امیرالمومنین

وقتی غبار روی دلم را گرفته است
این دل اضافه است و فقط جا گرفته است

 

دستی بکش به روی سر کودکی که با
ذکر قشنگ نام شما پا گرفته است

 

نامت بلندمرتبه نامت ب ب بلند
طفلی زبان که هیبتت آن را گرفته است 

 

دیروز با نگاه تو امروز می شود
امروز از تو رخصت فردا گرفته است

 

دنیا تو را مطالبه کرد آخرت تو را
دعوای عاشقان تو بالا گرفته است

 

دست خودم نبود که دل داده ام به تو
بی شک دعای حضرت زهرا (س)گرفته است

 

#معصومه_آقامحمدی
#صل_الله_علیک_یا_امیرالمومنین


معصومه آقامحمدی | دوره هفتم آفتابگردان ها

04 خرداد 1398 141 0 4.44

زیرا تو

از امتداد غروب ستاره ها تا تو

چه دردها که ندارند نسبتی با تو

 

چقدر روز سیاهم بلندتر شده است

چقدر فاصله افتاده بین من تا تو

 

من و تو دور شدیم از هم و نفهمیدیم

که سرنوشت به دنبال کیست، من یا تو؟

 

چنان شکسته‌پرم من که کاش هیچ‌کسی

در آسمان خیالم نبود حتی تو

 

به کیمیای محبت من و تو ما نشدیم

ولی بگو که بنامند ما دوتا را تو

 

تو مثل میوه و من مثل شاخه‌ای خشکم

مرا وجود خودم می‌شکست و حالا تو

 

نه مرده‌ام نه دمی زنده‌ام، نپرس چرا

جواب من فقط این جمله است زیرا تو...


افشار جابری | دوره هفتم آفتابگردان ها

03 خرداد 1398 161 0 3.89

بیهوده گشته ایم!

بیهوده گشته ایم، نظیرش ادیب نیست

حتی خطیب زبده کنارش خطیب نیست

 

دارو طلب مکن که دعایش کفایت است

مثل طبیب شهر مدینه طبیب نیست

 

حتی غلام او به کرم شهره بوده است

حتی سگ از محبت او بی نصیب نیست

 

تاریخ را ورق به ورق خوانده ام ولی

از بس کریم بوده برایش رقیب نیست

 

هرکس که در محله او پا گذاشته است

شاید غریبه آمده، اما غریب نیست

 

گرد و غبار دامن شاه کرامتیم

ما را گر از عبا نتکاند عجیب نیست

 

گریه کنم برای حسن یا برادرش؟

قبرُالتریب دارد و خدُالتریب نیست


سیدجعفر حیدری | دوره هفتم آفتابگردان ها

31 اردیبهشت 1398 175 0 3.5

میلاد

میلادت ای شکسته پر پیر، تسلیت

یکشنبه، این تولد دلگیر، تسلیت

 

اینکه سیاه شد پس از این ابرهای تو

اینکه از آسمان شده ای سیر، تسلیت

 

اینکه تو را زمین تعفن گرفته ای

با هیچ و پوچ کرده نمک گیر، تسلیت

 

اینکه برای یک نفس راحتی که نیست

تن می دهی به جنگ نفسگیر، تسلیت

 

هر سال می گذرد و به تو طعنه میزند:

"این عمر مبتلای به تقدیر، تسلیت"

 

با فوت شمع آرزوی مرگ می کنی

و میدوی به سمت سرازیر...، تسلیت

 

میگویمت چرا که اجل با تو یار نیست

تنهاییت در آینه تکثیر...، تسلیت (1)

 

گفتت چه سود چون که تسلی نمی شود

این حرف بی نتیجه و تاثیر "تسلیت"

 

بدرود با جوانی ناکام و ناتمام

آغاز فصل یخ زدن ای پیر، تسلیت

 

#امیرمحمد_عسکرکافی

 

(1) تنهاییت در آینه تکثیر می شود

موی سپید در تو فراگیر می شود...

#امیرمحمد_عسکرکافی


امیرمحمد عسکرکافی | دوره پنجم آفتابگردان ها

23 اردیبهشت 1398 158 0 3.6

الا تو....

عجیب حس قشنگی‌ست بودن با تو

تمام خواسته ام از تمام دنیا تو

 

بدون اسم تو کامل نمیشود شعری

ردیف منتخب بهترین غزل ها تو

 

از آن شبی که به خوابم قدم گذاشته ای

شدی جواب معما و هم معما...تو

 

سری به فال زدم،حضرت لسان الغیب

نوشته بود که تعبیر خواب و رویا تو

 

برای اینکه بفهمی تو عاشقی یا من

ببین کدام یکی شاعریم....من یا تو؟؟؟

 

من از تمام خودم....از تمام آدم ها

بخاطر تو بریدم امید ...اما تو؟!!!!

 

زنی به پای نگاه تو پایبند شده

زنی که هیچ نمیخواهد از تو ...الا تو


مهناز دهقان | دوره هفتم آفتابگردان ها

09 اردیبهشت 1398 282 0 3.83

همدرد

یه دختر مریض

با گونه های داغ

لب های یخ زده

دس رو تنش نکش

دشت تنش چیه؟

کشت ملخ زده

 

لشگر کشیده تب

به سرزمین درد

به جسم نیمه جون

این پرچم سفید

رنگ پریده امه

آتش بس جنون

 

این مردگی برام

کابوس تلخیه

بیدار کن منو

من مست چشمتم

پلکی بزن یه بار

هشیار کن منو

 

قرصای قهوه ای 

مثل چشای تو

هر صبح و شب دوتاس

قرصای گلبهی

مثل لبای من

تلخه ولی دواس

 

حالا که از سرت 

رو شونه های من

تنها یه سایه هست

از خسته بودنا

تا دل سپردنا

حتما گلایه هست

 

شرمنده اتم اگه 

شب با هجوم درد

آهسته میگذره

تو عاشقی ولی

واسه من مریض

همدرد بهتره...


مستانه آقاخانی | دوره هفتم آفتابگردان ها

04 اردیبهشت 1398 194 0 4.2

فرّو الی الحسین

من زیر پرچم تو فقط خیر دیده ام
با تو به عرش نه به خدا هم رسیده ام

شادم از اینکه با غم تو آشنا شدم
با هر چه شادی است،غمت را خریده ام

هر گاه پای روضه ات اشکم‌ چکیده است
آنرا به جای سرمه به چشمم کشیده ام

 فرّوا الی الحسین..‌ امامم چه خوب گفت
از دست غم همیشه به سویت دویده ام

حب الحسین نقطه آغاز دوستی ست
از هر که با تو نیست ولی دل بریده ام

شاعر شدم که از تو بگویم چرا که هست
نام تو بهترین غزلی که شنیده ام

هم سر بریده هستی و هم سر بلندِ عشق
عاشق تر از تو در همه عالم ندیده ام...


  


لیلا علیزاده | دوره هفتم آفتابگردان ها

19 فروردین 1398 202 0 4.75

غزلی آیینی...

قلم به دست گرفتم که شعر بنویسم

حسین گفتم و آیینه بر زمین افتاد

 

همین که آینه ها را نگاه می کردم

شنیدم از سر ایوان صدای گریه و داد

 

دوان به سمت صدا رفتم آه خواهر بود

شماره ی ضربانم فراتر از اعداد...

 

نشسته بود به ماهی سرخ می نگریست

که از حوض آمده بیرون و داشت جان می داد

 

هنوز بازدمم نیمه بود، فهمیدم

که روسریش هم از خشم باد، رفته به باد

 

در آن میانه دو چشمم سیاه پوشیدند

عزا گرفتم و با ضجّه می زدم فریاد

 

مرا گرفت در آغوش و گفت گریه نکن

که اشک های تو کرده کلاغ ها را شاد

 

و بوسه زد به سرم گفت: ای برادر من

تمام بود و نبودم سرت سلامت باد

 

 

#محمد_معروفی


محمّد معروفی | دوره هفتم آفتابگردان ها

13 فروردین 1398 185 0 2.4

پریشانم...

نگاه می کنم آئینه را پریشانم

وَ از تلاطم بسیار خویش حیرانم

 

منم در آینه یا فرد دیگری هستم

برای یافتن خود ز خود گریزانم

 

لبم به خنده منقّش ولی پر از دردم

کنار پنجره تا صبح غرق بارانم

 

به سبز بودن من غبطه می خورید امّا

درخت یخ زده ای در دل زمستانم

 

وَ در مسیر رسیدن به شهر رویاها

خطوط ممتد سرگشته ی خیابانم

 

سکوت کردن من مُهر لال بودن نیست

نخواستم که کسی را ز خود برنجانم

 

#محمد_معروفی


محمّد معروفی | دوره هفتم آفتابگردان ها

13 فروردین 1398 170 0 4
صفحه 1 از 25ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها